آسمون رویا
که چقدر فاصله داریم
هرجای دنیا که باشیم
واسه هم پر در میاریم
میدونم با گوش جونت
میشنوی ترانه هامو
میون این همه فریاد
میشناسی رنگ صدامو
دل من قد یه دریاست
اما واسه تو یه برکه
تو برام آب حیاتی
بی تو بودن مثل مرگه . . .
که چقدر فاصله داریم
هرجای دنیا که باشیم
واسه هم پر در میاریم
میدونم با گوش جونت
میشنوی ترانه هامو
میون این همه فریاد
میشناسی رنگ صدامو
دل من قد یه دریاست
اما واسه تو یه برکه
تو برام آب حیاتی
بی تو بودن مثل مرگه . . .
هرچی نثارت بکنم یه آسمون بی کسیه
قصه تو
قصه من
قصه عاشق بودنه
حرفای ما هر کلمه اش از عاشقی سرودنه
نمی دونم یادت می یاد روزایی که غصه نبود
حیف که همیشه این روزا
خاطره میشه خیلی زود
یادش بخیر زمانیکه شعرای من ماله تو بود !
دست من از تو می نوشت . قلب من از تو می سرود
اما دیگه فاصله ها چیزی برامون جانذاشت
انگار نمیشه دور بودو پیش کسی دل جا گذاشت
شاید اینم یه قصه بود
که قهرماناش ما بودیم
ما که بغیر از دل خوش
دنباله چیزی نبودیم
حالا دیگه تو فال ما نشونه عاشقی نیست
دیگه نمیشه گفت که عشق چیزی همیشه موندنیست
رفتنت ... از تو تو چشمام فایده نداره نازنین
بی تو آسمون دل هر روز می باره نازنین
همه جاده ها رو پیاده اومدم ولی
هنوز تا دل تو صد تا حصاره نازنین
آخه دل آهو عاشقی تو فالش نبود
حالا که عاشق شده وقت شکاره نازنین
می دونم عاشق تو هزار هزاره نازنین