تبليغاتX
هو المعشوق

هو المعشوق

عشق معجون غریبی است . همان قدر که می تواندکشنده باشد ِ

قادر است اکسیر زندگی هم باشد و همان قدرکه زجر مردن از

عشق ِنفس بُر و خردکننده است خون گرمی که از آن توی رگ های

آدم ها جاری می شود ِ زندگی دوباره ای است که جوان و پیر

نمی شناسد و قلب آدم را ِ درهر سنی ِناخودآگاه در برابر 

خداوندی که خالق عشق است ِ خاضع می کند و شاکر. خدایی که 

در چشم به هم زدنی می تواند بدبختی ها را خوشبختی کند و 

زندگی ها را زیرو رو.

   "" مرا عهدیست با ماهی ، که آن ماه آن من باشد

      مرا قوليست با جانان ، كه جانان جان من باشد ‌‌""

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 18:53  توسط عشق + تو = خوشبختی   |