تبليغاتX
هو المعشوق

هو المعشوق

مجازات

باز يكی با قصه هاش داره آواز ميخونه

وقتی غم تو دل باشه ديگه مردن آسونه

قامتش خم شده از كوله ی سياه غم

چی ميخواد تو روزگار

جز خدا كی ميدونه

كيه اين مرد غريب

مثه من پريشونه

ميدونه همين شبو

توی دنيا مهمونه

باز يكی با بند غم خودشو دار ميزنه

پشت خونه ی دلش غم داره در ميزنه

ميدونه تو زندگيش ديگه خط آخره

روسرش جغد اجل داره پرپر ميزنه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 12:11  توسط عشق + تو = خوشبختی   |