تبليغاتX
هو المعشوق - این شعرم برای تو ...

هو المعشوق

این شعرم برای تو ...

سطر آخر روی آن آبی بی جان روان با مدادمشکی

بهترين جمله ی گنجينه ی افکارم راتاهميشه به توانشاءکردم

مثل باران وسط ظهر کوير مثل خورشيد تو شب خواب اسير

لابد از ديدن آن واژه ی سيال خيال در شگفتی ماندی

ذهن نالايق او قدرت پرواز نداشت.

                     دوستت می دارم...

دوستت می دارم باورش بايد کرد؟

دوست دارم به خدا نامت را که در آن صفحه ی بی رنگ تهی

با تمام کلمات فرياد کشيد:

 

 عاشقت بودم    عاشقت هستم    عاشقت خواهم ماند

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 بهمن1384ساعت 23:31  توسط عشق + تو = خوشبختی   |