نیایش
به نام خدایی که جای حق نشسته
خدایا روزهای خوب و مبارکی روپیش رو داریم
خدا جون قبلا از خودم می پرسیدم چرا بعضی عاقل ها جاشون
توی تیمارستان هستش
یا بعضی وقتها از خودم می پرسیدم چرا بعضی ها خدا را دوست
دارند و بعضی ها ندارند
امروز تمام جوابهامو گرفتم
خدایا توی این همه بنده که داری می خوام بدونم تابه حال شده
کسی از بنده ها تو ببینی دلش شکسته باشه
می خواستم بگم اگر کسی رو ندیدی بیا منو نگاه کن
البته دیگه شرمندتم
دلی ندارم که شکسته باشه از این دل چیزی نمونده و خورد
خورد شده
دوست داری بنده دل شکستتو ببینی
بیا من همین جا هستم
بیا منو نگاه کن
خدایا این واقعیت داره وقتی میبینی بده ات دلش شکسته دیگه
نگاهش نمی کنی
خدایا ازت سوال دارم می خوام بهم بگی ما که تو زندگی این
همه کار رو انجام می دیم همه واسه امید
اما من که دیگه امیدی ندارم چه کار کنم
من کوچیکتر از اونم که بخوام شرطی بزارم
ولی مگر قرار نشد اگر امیدم رو ازم گرفتی منم ببری پهلوی
خودت
درسته که ادم خوبی نیستم می دونم اگر هم بمیرم جام ته جهنم
هستش
ولی دیگه از مرگ هراسی ندارم
دیگر اشکهایی که واسم بعد از مرگم ریخته میشه مهم نیست
چون توی این دنیا دیدم فرشته ها واسم گریه می کنند
خدایا خودت عاشقی
ولی هیچ وقت به فکر عاشقا نیستی
خدا جون روز اول به یاد تو شروع کردم
کمک هم کردی
روز اخر دیگر نتونستم چون از همه توقع داشتم جز تو
به من خیلی چیزها یاد دادی
یاد دادی که به قسمت اعتقاد نداشته باشم
گفتی قسمت توسط بنده من صورت می گیره
یاد دادی که فقط شکرت کنم بگم هرچی هست خواست تو هستش
ولی من نمی دونستم خدا هم سنگدل میشه
خدایا تا الان شکرت می کردم و خواهم کرد
نمی دونستم عاشقها سنگدل می شن
نمی دونستم خدا هم می تونه بنده اش رو فراموش کنه
توی این دنیا افسانه های زیادی هست
ماهم فقط شنیدیم شنیدیم که لیلی به مجنون نرسیده
ولی هیچ وقت دلیلشو نفهمیدم
خدایا من می خواستم عاشق واقعی باشم
می خواستم عشق مارا توی کتابها بنویسند
ولی . . .
الان که فکر می کنم می بینم هنوز دیر نشده
خدایا من منتظرم منتظر برگشتنش
حدااقل بهانه خوبی هستش ولی می خوام دوباره بهم فرصت بدی
فرصت بده تا به همه بگم افسانه نرسیدن عاشقها به هم دیگه
تمام شده
خدا جون می خوام باهت معامله کنم
خدایا می خوام هرچی ثواب کردم رو ازم بگیری و دوباره بهم
برشگردونی
می دونی که من بدون اون هیچم نمی خوام بگی حرفات تکراری
هستش
ولی بدجور دلم تنگه واسش
عشق من می دونم رنجوندمت ولی پشیمانی من بهترین دلیل واسه
بخشیدن من هستش
می دونم حقم هستش ولی اگر می خوای عذابم بدی بدون بدترین
عذاب ها رو کشیدم
همیشه تا آخر عمر منتظرت هستم
من شدم نی تو شدی نی زن.مراگذاشتی روی لبهایت و دمیدی
نفست که روی تنم ریخت هوا پر شداز موسیقی دوست فرشته ها
به رقص آمدند و زمین دور خودش چرخید
نواختن من جشن ملکوت بود و پایکوبی هستی دم تو اتشش بود و
نوای نی عشق
من شدم نی تو شدی نی زن اما فراموشم شد که نی اگر خالی
نباشد نی نیست
مرا گذاشتی روی لبهایت و باز هم دمیدی اما دیگر صدایی
نیامد. فرشته ها گریستند و شیطان دور نی ات رقصید
این روز ها نسیم از سمت بهشت می وزد این روز ها هوا بوی تو
را دارد این روز ها صدای ساز تو می اید و من دوباره به
یاد می اورم
که من نی بودم و تو نی زن
آه ای یگانه نی زن این نی دلتنگ دم توست . دلتنگ نواختن
های توست خواهش می کنم نی کوچکت را بنواز .
آه ای فرشته آی فرشته که روزی عاشقم بودی خواهش می کنم
بلند شو دستم را بگیر و راه را نشانم بده که سفره ای پهن
است و مهمانی است
مبادا دیر شود بیا برویم من تشنه ام تشنه عشق تو . . .
مرا عهدیست با ماه ی که آن ماه ان من باشد
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
